من هنوز کار دارم

آخرکلاس بودولی انگار استاد (آقا بود) قصدنداشت درسوول کنه! یکی از دختراعجله داش وسایلشوجمع کردکه بره. وقتی زیپ کیفشو بست استاد باعصبانیت بهش گفت :خانم زیپتو نبند من که هنوز کارم تموم نشده!
ینی بمب هسته ای توکلاس منفجر میشدصداش کمتر از صدای خنده بچه هابود!

/ 0 نظر / 14 بازدید